وقتی من بزرگ شدم....
هلیا: مامان وقتی من بزرگ شدم به چاقو دست میزنم به قیچی هم دست می زنم.به آچار هم دست می زنم.
مامان: باشه دخترم![]()
هلیا: وقتی کوچیک شدم به چاقو دست نمیزنم خطرناکه! ![]()
هلیا : وقتی من بزرگ شدم میرم مدرسه . بعد خودم تنهایی میرم برات جایزه خمیر میخرم.
مامان :![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۷ ساعت 11:0 توسط هلیا.ش
|

من هلیا هستم . 21 دی ماه 84 توی یک روز برفی بدنیا اومدم.